وقتی کردی جوابم
وقتی کردی جوابم.
پژمردم از بيخ و بن.
سايه شدم وتاريک
خلوت خود؛گيج وگنگ.
وقتی کردی جوابم.
نديدم من نشانی
از دل پر نشاطم
رفتم به شب وخواب
شکست همه صدايم.
وقتی کردی جوابم
نفس هنوز تازه بود
شوق بهار عشقم
به پای تو ريخته بود.
وقتی کردی جوابم
اه منم بلند شد
خستگی زندگی
روی تنم سوار شد.
وقتی کردی جوابم
ستاره زندگی
تاريک وبی فروغ شد
شعر ؛ رو لبام خشکيد.
قسمت اه ونا شد.
پيمان ابان۸۴
نویسنده : پیمان ; ساعت ٢:٠٥ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٤
