خـــانـــه مـــا

دل مشغولی های یک سایه

 

شبی که اوآمد...


شبی که اوآمد

ستاره ها ازنور عشق وعاشقی رنگین بودند

ماه ازدریچه آسمـــــان برزمین می نگریست .

شبی که اوآمد

عشق از درون قفس انتظار آزاد شد وچون

پرنده ای سبک بال به سوی دل عاشقان پرواز کرد.

شبی که اوآمد

مخزن دل اززلالی عشق پرشد،دیده حسرت

به چراغ امید روشن شـــد.


شبی که اوآمد

دل سفره باز کرد به دیدار او ،عشق لانه کرد

دربفای او ومهــــر خندید برلبــــــــان او .


پیمان

  
نویسنده : پیمان ; ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ دی ۱۳۸۱