خـــانـــه مـــا

دل مشغولی های یک سایه

می خواهم ...

می خواهم ....

می خواهم چون رود باشم ، روان وبیدار ، زکوه بگذرم وبه دشت رسم وسختی درخودحل کنم ولطافت رابه ارمغان آورم .

می خواهم چون باد باشم ، کوبنده و وحشی ، نرم ولطیف، باموج همرا شوم وصخره جدایی شکنم وبا گندم زار رفیق ، موسیقی رقص بیشه رابنوازم .

می خواهم چون پرنده بال بگشایم وبرآسمان نیلگون پرواز کنم وسفیرصلح باشم وعشق رادرآواز خود فریاد کنم.

می خواهم چون درخت باشم ، محکم واستوار ، پرسود ومهربان ، میوه عشق بپرورانم وطعم شادی آورم .

می خواهم چون آتش ، گرمابخش وسوزان ، به عشق گرمای محبت بخشم وکینه دل رابسوزانم وخاکستر آن رابرباد فراموشی سپارم.

می خواهم چون اشک باشم ، دیده را زغم درون بشویم ، دل را سبک بال به پرواز بر غمها وا دارم .






پیمان

  
نویسنده : پیمان ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۱