بمناسبت چهلمين روز مرگ زن رشتي
فردا 19خرداد چهلمین روز درگذشت اولین وبلاگ نویس ایرانی بنام "زن رشتی"
است.(البته تا جایی که من اطلاع دارم).
بعضی وقتها فکر می کنم ،انسانهایی این چنین که با بیماریهای غیر قابل درمانی
چون سرطان و... می جنگند وتا آخرین لحظه حیات مغلوب مرگ نمی شوند،
نوعی پیام برای امثال من دارند که از الطاف گوناگون خداوندی برخوردارند ولی
جز اسراف نعمات کاری نمی کنند.
نمی دانم شاید سایه مرگ چشم ما راهم به افقهای جدیدی باز کند وشکل
دیگری از زندگی راپیشروی ماقراردهد.
امروز برای همه کسانی که دیده ونادیده ایم ودیگر میان مانیستنند
طلب آمورزش وبخشش داریم..خدایشان بیامورزد....
************
وصیت میکنم من....
من درآستانه مرگم،
وجودم درلرزشی سرد است،
درونم درترس وشادی غرق است.
جسم درزمین دارم ،
روحم دراوج فقر است.
خاطری برزمین مانده ،
نگاهی بر آسمان دارم.
شیون میکنند هردَم،
می زنند برسر وسینه،
برگردم ،
چهره ها همه درغم فرورفته ،
خانه لبخند درش بسته.
وصیت میکنم پس از مرگم ،
بربالین، برتختم ، برسر قبرم ،
ماتم نگیرید هرگز،
رخت سیاه برتن نکنید هرگز،
حک نگردد نامی از من برسر تخته سنگی ،
گوشه ای هرگز.
گلهای باغ را برایم نکنید پرپر، دیده را با اشک نشورید هر دَم.
وصیت میکنم بر سر نکوبید درجمع ، برجان مَزنید هر دَم.
وصیت میکنم هر شام ،
شمعی برایم کنید روشن برسرکویی ،
زراهی که می آمدم هرروز،
تاگم نکنم راه خانه را هرگز.
وصیت میکنم آرزوهایم را دریک سطل زباله باهم بریزید دور،
دراین روزگار سخت یک فکر ازذهن دورنسازید هرگز ،
خدا را دریاد حبس نکنید هرگز،
کلام زندگی را درکام مریزید هرگز.
من درآستانه مرگم،
وجودم درلرزشی سرد است ،
درونم درترس وشادی غرق است.
وصیت میکنم من.....
