رنگها سخن میگویند؟!...
رنگها سخن میگویند...
هر رنگی با نامی آشنا مرا میخواند....
سرخ
مرا میخواند آن هنگام که ز نگاه تو ،شرم وحیا مهمان صورتم میشود.
سبز
درلحظه اوج عشق من وتو هویدا میشود،آن زمان که دلهایمان وصال را
جشن میگیرد.
آبی
درآرامشی آسمانی به سراغمان می آید ،لحظه ای که دیگر یک دل شده ایم،
وبه وسعت اقیانوس پذیرای هم هستیم.
زرد
با نفاق همراه است.منافقی که میان من وتو پاییز را فریاد می زند،فاصله ای که
زمستان را درفصل بهار عاشقی جان می بخشد.....
نگاهم به انتظار میماند تا بهار......
نگاهم بر درب میخشکد تا بهار....
تا رنگی گرم،پیام آور پایان روزهای جدایی من وتو باشد.....
نویسنده : پیمان ; ساعت ٧:۳۳ ق.ظ روز جمعه ٢٩ فروردین ۱۳۸٢
