خـــانـــه مـــا

دل مشغولی های یک سایه

سلام...

سلام...


سلام برتو ، سلام برمـا

سلام بر غنچه تازه شکفته گل رز که از پنجره مرا می نگرد.

سلام بر درخت تنومندوپـربهار،که سایه اش مراازاستیلای گرمای تابستان می رهاند.

سلام بر قـرص مـاه،که درشب تارراهنمای تنهایهایم درجــاده زنــدگــی می شود

سلام بـرخورشید طلایی که نقطه پــایــان تاریکی وظلمت می گردد.

سلام بـر لبخند یک انسان که اطمینان وآرامش را بـه قــلب هدیه می کند.

سلام بـرروی گشاده،سلام بـر مهربانی

سلام برتو،سلام برمـا.

سلام بر دریا که آغوشش برای پذیرایی ازرودهمیشه باز است.

سلام بر ساحل که صبور به زیر شلاق موجهای خشمگین ، نرمی وآرامش را به یاد

می اورد.

سلام بر سرخی غروب ،که سکوت و خموشی رابعدازیک روزدرذهن تداعی می کند.


سلام بر جنگل،سلام برکوهسار،سلام بر خاک حاصلخیزودرختان پربــار

سلام بر دویدن یک کودک
سلام بر آغوش باز یک پدر

سلام بر روی گشاده،سلام بر مهربانی

سلام بر تو،سلام بر مــا.

پیمان

  
نویسنده : پیمان ; ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳۸۱