خـــانـــه مـــا

دل مشغولی های یک سایه

فرياد...

.... چرا باز هم من

چرا بايد هميشه يکنفر قربانی روزگار گردد، چرا بايد قصه

تنهايی يک تن بردفتــــر تاريخ نقش بندد، چـــرا آن هم من ...

من دل مرده وبيمار،من آرام وبی آزار...

چـــــرا من...

تو هم دراين جدال بی ترحم ،حديثی ساز ،نقل اين قصه پر سوز را بر

دلها ...

فرياد کن،

آری کاری کن، فرياد کن.



پيمان

  
نویسنده : پیمان ; ساعت ۳:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸۱