خـــانـــه مـــا

دل مشغولی های یک سایه

 

مرا کشتند.

تبارم بر باد دادند.

درنخستين نگاه خورشيد خون باريد

وچشمان گريان اسمان شکوفه زد.

در واپسين اندوه زمينی من.

مرا کشتند.

تبارم بر باد دادند.

با لبخندی اهريمنی

خواندند به نام خورشيد

وسجده به روی مهتاب.

مرا کشتند

تبارم بر باد دادند.

 

  
نویسنده : پیمان ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٤