بی گناه

چشمانش
حیرت بود وترس
حیرت از معمایی
که نتوانست پاسخ دهد.
وترس
ازبهای که پرداخت.
نویسنده : پیمان ; ساعت ۱٢:۳۳ ق.ظ روز دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۸
سرزمینم
![]()
سرد بود،
آن روز که خورشید،
قهر کرد با سرزمینم.
مردی از تاریکی آمد.
آن دگر تابید،
بر سرزمینم.
من هنوز کودک بودم،
در ضمیر خاطراتم.
مردمی با آرزوی،
روشنی از سرزمینم.
نویسنده : پیمان ; ساعت ۱۱:٢۸ ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸۸
