مرگ
من امشب
خالق مرگم
نطفه اش سایه هایم بود.
ترس از سایه
خنجر تیزیست.
تابلوی نقشم
از رنگ ها خالیست.
ناامید
از قصه ای نو
درمردابی هراس انگیز.
======
من امشب
خالق مرگم
به دار آویخته خواهم کرد
یا غرق درحسرت
زندگانی را.
چه فرقی میکند
چوبه داری
مشت قرصی
یا آرامیده در بستر.
باید رفت
چه فرقی میکند
امروز
یا فردا.
=======
گناه
میزان آن در چیست؟!
چرا بایدرهایی را
گناه نامیم؟!
از سراب زندگانی
چه میخواهیم؟!
باید رفت.
=======
سود
درخود رهانیدن.
نه چون کرمی
گناه به دور خود
تابیدن.
=======
من اشب
خالق مرگم
نطفه اش سایه هایم بود.
گناه مرگ خود خواسته
سالهای سرنوشتم بود.
شهریور هشتاد دو
تلنگردل
وقتیکه تو خواب میری،
منو خوابم نمیاد.
این دل عاشق من،
با کسی راه نمیاد.
============
شب که میشه،
دلم هواتو میکنه،
اگه نباشی پیش من،
به اشک عادت میکنه.
==============
هوس لبهای تو،
تنم رو داغش میکنه
عطروموج گیسوات
ندیده مستم میکنه.
=================
غروب که میشود
بهانه تو میشود
گرمی خانه دلم،
بابوسه تو میشود.
================
تو چرا آروم نشستی ،
وقتی که من قرار ندارم.
تو چرا چشات نمیگه،
من تو رو دوستت میدارم
=================
وقتی میگم دوست دارم،
هی برام ناز میکنی،
یک وقت میاد که من میرم،
درب و رو کی باز میکنی.
==================
یک شب ساکت وخالی،
که نفس هلهله میکرد،
من رها تو خاطراتم،
شعر تو رو بهانه میکرد.
===================
یک چیزی توی دل من ،
قصه هامو میشماره،
گاهی وقتها خوشی هامو،
جای غصه جا میگذاره.
فروردین86
سلام..
من تازه آمدم....
عید همه مبارک..البته اگر به کامون تلخ نشه...
...............................................
حس غربت آرامشم را با خود میبرد وتو بهانه ای میشوی برای بازستاندن آن.
